جمال رضايى
660
بيرجندنامه ( فارسى )
3 - شيرافكن : " ترياك " را با " سوخته " اى كه در حقّهء وافور يا نگارى جمع مىشد به نسبت معينى در مقدارى آب شيرين در يك پاتيل ( پاتيل patil ) كوچك مىجوشانيدند و مانند " شيره " آن را صاف كرده و دوباره جوش مىدادند تا غليظ و سفت مىگشت ، وقتى كه سرد مىشد آن را " ورز " مىدادند و با ابزارى ( مانند دستهء هاون ) مىكوبيدند و ضربات سختى بر آن وارد مىآوردند تا " عمل " مىآمد . اين مادّه را " شيرافكن " ( شيرفكه [ ن ] sirafke [ n ] ) مىناميدند و اكنون هم مىنامند . " شيرافكن " را با " شعله " تدخين مىكردند و مىكنند و ابزارهاى خاصّى براى كشيدن داشت : يك " دوره " بجاى " حقّهء وافور " كه دسته و دودكش آن " نى " بود نه از چوب ، يك " چراغ " مخصوص كه در حقيقت يك " پيهسوز " كوچك بود به شكل " انگشتانه " ولى از آن بزرگتر كه يك فتيلهء نخى داشت و مقدارى " روغن پيه " در آن مىريختند و نخ فتيله را روشن مىكردند و شعلهاى مانند شعلهء يك شمع كوچك داشت و يك " حباب " شيشهاى كه در بالا پولكى و در ميانه پولك سوراخى داشت و آن را روى آن چراغ مىگذاشتند بدانسان كه سوراخ پولك درست روى و بر بالاى تيزهء شعلهء چراغ قرار مىگرفت آنگاه مقدارى معيّن " شيرافكن " روى سوراخ " دوره " مىچسباندند و آن را بر بالاى شعلهء چراغ مىگرفتند و وقتى كه " مىپخت " مىكشيدند . اين دستگاه را " چراغ قليان " ( چراق قليا [ ن ] ceraq qalyo [ n ] " و هر " بست " شيرافكن را يك " قليان " ( قليا [ ن ] ) مىخواندند . در بيرجند آن زمان كسى را كه به استفاده از ترياك و شيره يا شيرافكن معتاد بود " عملى " و خود اين اعتياد را " عمل " مىخواندند . " عملى " هاى بيرجند بيشتر به كشيدن " شيرافكن " معتاد بودند و كشيدن ترياك با " وافور " به نسبت كمتر رواج داشت مگر در ميان طبقات متعيّن و اشراف ولى تودهء مردم بيشتر به اين مادّه معتاد بودند . بايد يادآور شد كه بيشتر معتادان آن زمان در آغاز به عنوان " دارو " از افيون و مشتقّات آن استفاده مىكردند و حتّى برخى از " حكيمباشى " ها آن را براى تسكين دردها به آنان توصيه مىنمودند و سرانجام به اين مادّه معتاد مىشدند . بيگمان علّت اينكه " عملى " هاى بيرجند بيشتر از طبقات كمبضاعت بودند همين بوده است . عامل ديگرى كه در رواج مصرف افيون مؤثّر بود عوامل سياسى بوده است زيرا عمّال بيگانگان به انحاء مختلف در رواج آن مىكوشيدهاند چنان كه برخى از عمّال آنها " سوخته " را از خود " ترياك " گرانتر مىخريدهاند و ناآگاهان به طمع به دست آوردن سودى اندك " ترياك " مىخريده و مىكشيده و " سوخته " آن را به قيمت بيشتر